![]() |
پرواز |
نویسندگان وبلاگ
رهگذر
موضوعات
شعر
تنهايي ها
سياسي
مذهبي
نظريه ها
پيوندها
سالم
بچه هاي قلم
آقازاده
دلكده
وبلاگ نويسان ارزشي
آشفته بازار
خبرنگار مسلمان
آهستان
نسل بيدار
ديده بان
جوانان اصفهان
درد نوشته هاي دانشجوي مسلمان
حديث نفس
تك نوشته هاي يك روزنامه نگار
كافه انديشه
رنجبران
افكار عمومي
كوچه خوشبخت
نجف زاده
يادداشتهاي يك زيست شناس
پيوند هاي روزانه
خروجي ها
RSS 2.0
تشكرها
Designed by: Pesrainweblog.ir
Translate By: Marei
Powerd By: JavanBlog.Com
اونجا ناله مي زدن چرا آقامون نمي آد حال جبهه خبر از حضور آقامون مي داد
اينجا خون به قلب نازمهدي زهرا شده صوت موسيقي طنين انداز مجلسا شده
به نام خدا
يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود روزاي جبهه وجنگ روزاي قشنگي بود روزاي سخت جدايي كاشكي جنگ تموم نمي شد مي شديم كربلايي
مادري چشمش به در چرا عزيزم نيومد بعد چن روز پسرش به روي دستا مي اومد
اما بعد جبه ها مااز خوبا جدا شديم لباس خاكي فراموش شد وما بي وفا شديم
يا اباصالح پس كي مي آيي ؟
دست بيعت به شهيد آرمانش نزديم
اون چيزي كه اونا خواستند ما هرگز نشديم اونجا با ذكر حسين شبونه معبر مي زدند همه جا جار مي زدن غلام ابن الحسنم
ذكر يا بن العسگري از لبشون كم نمي شد غير يا مهدي چيزي به دردا مرهم نمي شد
اينجا كم كم خاطراتو ازذهنا مي برن ديگه حرفي از شهيد تو مجلسا نمي زنن
اونجا ناله مي زدن چرا آقامون نمي آد حال جبهه خبر از حضور آقامون مي داد
اينجا خون به قلب نازمهدي زهرا شده صوت موسيقي طنين انداز مجلسا شده
اونجا كرخه ودوكوهه جنت جانبازا بود جزر ومد رود دز مبهوط اشك چشما بود
اينجا با زخم زبون جانباز رو تحويل مي گيرن همه عزت رو تو ثروت وتحصيل مي بينن
اونجا سربند ابالفضل به همه توون مي داد بسيجي با لب تشنه لب دريا جون مي داد
اينجا غيرت مي دن وعشق تمدن مي خرن باحجاب بي حجاب دم از تمدن مي زنن
اونجا رفتن روي مين تا دنيا رو رها كنيم درد بي درد دنيا دوستي رو دوا كنيم
اونجا زير برف وبارون توي سنگراي سخت
اينجا ويلا وتجمل رو دلا نشون بدن
يكي محزون يكي خندون شيوه ي اونا نبود اين طريقه نبوي وسيره ي مولا نبود
در ازاي پاره دلي كه جبهه داده بودخونه خشتي سزاوار مادر شهيد نبود اين وصيت نامه بت شكن خمين نبود روي بوم خونه ها جز پرچم حسين نبود
يا ابا صالح پس كي مي آيي؟
كوچه هاي شهر ما بي روضه ودعا نبود جاي هر خون شهيد تو مجلسا گناه نبود
رهبر غريب ما اونروزا دلگير نبود صورت شبيه ماهش اينقدر پير نبود
رد پاي شهداء تو زندگي يا گم شده شيوه عصر جهالت شيوه مردم شده
چه طوري روز قيامت آقا رو صدا كنيم توي چشاي مادرش زهرا چه طور نگاه كنيم
آقا جون دستم بگير رنگ جماعت نباشم ديگه از جدت حسين دارم خجالت مي كشم
حالا كه اومده مردي كه رفيق شهداست بچه ي جبهه وجنگ وبا صفا وبا خداست
اومدم آشتي كنم با تو به والله آقاجون روتو برنگردون از من جون زهرا آقاجون
بس كه بد سرزده از من ديگه دل خسته شدم به سرم هر چي بياد حقهمه ولله آقاجون
آقا من تورو قسم مي دم به يه مرد غريب هموني كه كشته شد منار دريا آقاجون
هموني كه يه روزي خيمه هاشو آتيش زدن دخترش آواره شد ميون صحرا آقا جون
مددي كن كه شبيه شهدا ء پاك بشم ذكر يابن العسگري بگيرم وخاك بشم
يا ابا صالح پي كي مي آيي؟
