![]() |
پرواز |
نویسندگان وبلاگ
رهگذر
موضوعات
شعر
تنهايي ها
سياسي
مذهبي
نظريه ها
پيوندها
سالم
بچه هاي قلم
آقازاده
دلكده
وبلاگ نويسان ارزشي
آشفته بازار
خبرنگار مسلمان
آهستان
نسل بيدار
ديده بان
جوانان اصفهان
درد نوشته هاي دانشجوي مسلمان
حديث نفس
تك نوشته هاي يك روزنامه نگار
كافه انديشه
رنجبران
افكار عمومي
كوچه خوشبخت
نجف زاده
يادداشتهاي يك زيست شناس
پيوند هاي روزانه
خروجي ها
RSS 2.0
تشكرها
Designed by: Pesrainweblog.ir
Translate By: Marei
Powerd By: JavanBlog.Com
ديروز دختر بچه ايي رو ديدم كه براي عرضه شدن آماده مي شد واين رواز لباسي كه به تن كرده بود مي شد فهميد لباس به دور از انسانيت و بدي رو كه به تن كرده بود چشم هر عابر رهگذري رو به خودش جلب مي كرد وماندم كه
وقتي خدا نيست انسانيت زير پا لگد مي شود
ديروز دختر بچه ايي رو ديدم كه براي عرضه شدن آماده مي شد واين رواز لباسي كه به تن كرده بود مي شد فهميد لباس به دور از انسانيت و بدي رو كه به تن كرده بود چشم هر عابر رهگذري رو به خودش جلب مي كرد وماندم كه خدايا اينها مسلمانند يا وهابيند ؟ كه چنين لباسي برتن كرده اند و باز به خود نهيبي زدم وگفتم مگر مسلمان ووهابي چه تفاوتي با هم دارند غير از اين است كه اينها هم آدمندنمي دانم خدايا چه روزگاريست انسانيت رو به پايان رسيده ، خليفه ي خدا رو ببين چه بر سرش آمده گويي يادش رفته بايد برگردد وبالهاي خود را از خداپس بگيرد
مادري كه دختر بچه ي 13-14 ساله ي خود را به معرض نمايش گذاشته سر درد عجيبي داشتم ودائم به اين فكر مي كردم كه دنياي بدون احساس خدا چه دنيايي است و نه اينكه بايد خدا را در پستوي زندگي ديگران جستجو كني وبلكه اين خداست كه در زندگي تو سالهاست كه گم شده .
دوستي به من مي گفت راه سختي را براي پيدا كردن خدا نمي خواهد بروي فقط كافيست آنچه را دين به تو گفته كامل ازمقررات در واجبات ومستحبات ومكروهات ومحرمات انجام دهي وگرچه اين دوست نوجواني بيش نبود در حد 17 سال ولي حرف او را حرف بزرگي ديدم .
و من با اين مقدمه بود كه به خود گفتم راضيه خدا را بايد توي خودت پيدا كني تا انسان شوي تنها انسان شو .
