تبليغات| شارژX
پرواز

پرواز

حوزوي ها بخوانند

اي ساحل آرامشم سوي تو پر مي كشم

 

حوزه در سالهاي اخير خودش  بيشتر سعي كرده همرنگ جماعت كنه تا اينكه برعكس رودخانه و بادهاي مخالف حركت كنه .

 

 

( ادامه مطلب )


ولادت عشق مبارك

اي ساحل آرامشم سوي تو پر مي كشم

به نام خدا

 

هنوز كه باز دوباره يادش مي افتم باز هم همون احساس رو دارم فكر مي كنم نصف وجودم اونجا پيشش جامونده .

هنوز نيمه ي گم شده ي خودمو احساس مي كنم كه مشهد پيش آقا علي بن موسي الرضا جامونده احساس خالي بودن نصفم بهم آرامشي مي ده كه چه خوب جايي نصف وجودم رو جا گذاشتم . فقط كاش لايق بودم و آقا تمام وجودم رو مي گرفت .

دلم براي امام زمان تنگ شده انگار احساس بوي غريبي مي كنم بويي كه مشامم نتونست اونو خوب همه جا احساس كنه انگار شميم اين وصال هم بوي غريبي داره كه از دل رهگذران دوره ، نه اين مشكل از رهگذره كه گذاشته اين بو توي غربت بمونه ، اين اشكال از رهگذره كه امامش رو تنها گذاشت تا در غريبي و غربت ناجوانمردانه با تمام مظلوميت از پيشمون بره .

اگر حجاب ظهورت وجود پست من است

دعا كن كه بميرم چرا نمي آيي؟

 

آقا جون وقتي امام خميني همچين شعري رو گفته باشه من ديگه بايد چه حرفي براي گفتن داشته باشم ؟

 

( ادامه مطلب )


حاشيه هاي استيضاح كردان

اي ساحل آرامشم سوي تو پر مي كشم

 بنام خدا

 

استيضاح كردان گذشت چه خوب چه بد ولي باعث روشن شدن مسايل زيادي در مورد ضعف هاي قانون گذاري مون شد اگر اين را به فال نيك بنگريم وبخواهيم به جنبه هاي مثبت اين استيضاح نگاه كنيم به مسائل خوبي پي مي بريم كه تا به حال شايد مورد توجه مجلسي ها ودولتي هامون نشده و شايد بشود يا باز هم نشود!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

( ادامه مطلب )


لزوم اسلامي شدن آموزش وپرورش

 

وحيف كه چه استعدادهايي رو داريم در اين گرداب ومنجلاب دروس غربي تلف مي كنيم به نظر من راه برگشتن به عقب ، دروازه هاي علم ودانش در ايران ، برگشتن به عقب ، مهد علم وهنر در ايران زياد هم سخت نيست با اينكه شايد جاي كار داشته باشه ولي بسيجي وار مي تونيم باز م برگرديم به روزهايي كه در شهر سوخته داشتيم به مهد علم به پيشوازي در علم ومي رسيم در صورتي كه بخواهيم واين زياد دور نيست

( ادامه مطلب )


اگر چنين بشه پيروزيم

به نام خدا

براي اينكه خدا لطفش ورحمتش وآمرزشش شامل حال ما شود بايد اخلاص داشته باشيم وبراي اينكه ما اخلاص داشته باشيم به سرمايه مي خاد كه از همه چيزمان بگذريم وبراي اينكه از همه چيزمان بگذريم بايد شبانه روز دلمون ووجودمون وهمه چيزمون با خدا باشه اينقدر پاك باشيم كه خدا كلاازمون راضي باشه قدم برمي داريم براي رضاي خدا حرف مي رنيم براي رضاي خدا شعار مي ديم براي رضاي خدا مي جنگيم براي رضاي خدا همه چي همه چي همه چي خواست خدا باشه كه اگر شد پيروزي نصيب ما مي شه چه بكشيم چه كشته بشيم اگر اين چنين بشيم پيروزيم وهيچ ناراحتي نداريم وشكست معنا نداره چه بكشيم چه كشته بشيم پيروزي نصيب ماست اگر اين چنين باشد

سردارخيبر شهيد حاج ابراهيم همت .

يه جايي فقط براي تو

به نام خدا

خيلي وقته دنبال يه قطعه از اين كره ي زمينم كه حضور در اون قطعه بهم آرامش بده تا حالا شده يه قطعه داشته باشي ؟

يه قطعه از اين زمين به اين بزرگي مي تونه مال ما باشه ؟

دوست داري توكدوم قطعه  به آرامش برسي؟

دوست داري قبل از اينكه به اجبار يه قطعه از اين زمين رو بهت  بدن تا توش به آرامش برسي تحميل كنن كدوم قطعه از اين زمين باشه ؟

كنار كدوم محبوب به آرامش مي رسي؟

تا حالا كشف كردي وقتي دلت از همه تنگ مي آد ، حال ديدن كسي رو نداري ، دوست داري كجا و در كنار كي باشي ؟

دوست دارم وقتي مي خوام يه جا يي به آرامش برسم هر جايي باشم كنار مولام امام زمان باشم ، آقاجون دلم از همه گرفته حتي از خودم كجايي تابهم آرامشي بدي ؟

صوت موسيقي طنين انداز مجلس ها شده

 

اونجا ناله مي زدن چرا آقامون نمي آد حال جبهه خبر از حضور آقامون مي داد

اينجا خون به قلب نازمهدي زهرا شده صوت موسيقي طنين انداز مجلسا شده

( ادامه مطلب )


روايت جاسوس سيا از عمليات استشهادي:

در مكتب شهادت طلبان

آئين شهادت طلبي  روايت يك جاسوس سازمان سيا از تاريخچه و مسير هجرت وفرهنگ عمليات شهادت طلبانه در قالب يك مستند تحقيقي است ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام بر آن شده تا بدوون دخل وتصرف وجرح وتعديل و با انعكاس كامل مستندات ارائه شده در اين ساخته 100 دقيقه اي آن را با زيرنويس فارسي كامل به علاقه مندان عرضه نمايد :

قسمت هايي از اين فيلم :

 

اسم من رابرت بير است ، بيش از بيست سال است كه به عنوان مامور مخفي براي سازمان سيا در برخي از خطرناك ترين كشورهاي خاور ميانه كار مي كنم ، عمليت انتحاري چيز جديدي نيست 25 سال پيش من در خاور ميانه ماموريت داشتم اگر چه الان عضو سيا نيستم ولي هدفم را اين قرار دادم كه بدانم چه كساني وچرا اين كار را انجام مي دهند  . در ايران هميشه سياست در چهارچوب اعتقادات معنا مي شود

امام خميني براي دعوت به شهادت ، به سنتيدر 1400 سال پيش اتكا مي كرد

در سال 61 هجري امام حسين ، نوه پيامبر خدا (محمد ) در مقابل لشگر بي شمار يزيد در كربلا قرار گرفت و

سربازان (امام ) حسين يك به يك تكه تكه مي شوند تا بالا‌خره نوبت خودش مي رسد محاصره وكشته مي شودوبدنش را قطعه قطعه مي كنند شهادت امام حسين در نظر شيعيان سمبل مبارزه با ظلم و ستم وبردگي و پيروي از راهي براي رستگاريست . هر كس اين راه را برود به او وعده قطعي جيگاهي در بهشت داده شده است. راهبرد امام خميني اين بود كه اين مبارزه كهن را در عصر مدرن امروز پياده كند. پس او در جايگاه حسين قهرمان ودشمنش ، رهبر عراق ، در جايگاه يزيد شيطان قرار گرفت . و مردم ايران نيز به سربازان وفادار امام حسين بدل شدند . كه با تيعيت از وي به استقبال مرگي با شكوه _شهادت_ رفتند.

امام خميني به پيروانش گفت آنها با مبارزه مذهبي كه در بطن دينشان قرار داردتكرار مي كنند . شهادت نماد قدرتمند و فرياد بلندي بود اما تنها يك شهيد بود كه در راس سايرين قرار گرفت او سرمشق شهادت طلبان در همه جا بود . در سال 1980 ايران يكي از شهرهاي كليدي جنوبي  اش دفاع مي كرد در لحظهات بحراني درگيري كه عراقي ها در حال شكستن خطوط دفاعي ايران بودند ، حسين فهميده 13 ساله كه مقاديري مهمات به خود بسته بود ، به سمت تانك دشمن دويد و با انفجار خود  باعث انهدام تانك شد و موجب توقف پيشروي عراقي ها گرديد .

در پايان مي توانيد براي تهيه اين سي دي به شماره 09122063624 تماس بگيريد

 

سي دي جالبيه حتما ببينيدش

مديريت در اسلام

به نام خدا

 

واين دانشجويي كه اينطور آموزش مي بيند آيا ديگر خواهد توانست در مديريتي كه به او خواهند سپرد بتواند به شيوه اسلام عمل كند ؟ وآيا انتظار مي رود با اين روش مديريت غربي كشوري اسلامي داشته باشيم ؟

 

واين لزوم اسلامي شدن دانشگاهها را پيش از پيش روشن مي نمايد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

( ادامه مطلب )


نمايشگاه قرآن .........اصفهان

به نام خدا

اصفهان نمايشگاه بين المللي قرآن                          از نگاه رهگذري .........

وقتي داشتم به نمايشگاه مي رفتم حدس مي زدم كه .......

نمايشگاه بزرگ بود اون اندازه كه رهگذر نمي تونه همه ي غرفه ها رو حتي در يك ديد گذرا

ببينه اين خوبه ولي اين نمايشگاه بايد با تمام نمايشگاه ها ي ديگه يه تفاوت بزرگ داشته باشه

يه تفاوت بزرگ ،نمي گم اندازه صاحبش ولي مي گم بايد حداقل ضريبي براي اون باشه ولي

نبود اون چيزي كه انتظار داشتم اون چيزي كه از متوليان اين امر انتظار داشتيم نبود .......

نمايشگاه زيبايي بود ولي حتي به اندازه ضريبي از زيبايي صاحبش هم زيبا نبود

قران شرمنده ايم نمايشگاه به نام تو مي زنيم وكالاهاي خودمونو توي اون تبليغ مي كنيم قران

شرمنده ايم غرفه هايي به نام تو مي زنيم ولي كار خوبي توي اون كه نماينده ي تو باشه عرضه

 نمي كنيم ، قران تو واقعا مهجوري اي قرآن عزيزي كه امروز ظاهر تو براي ما شده همه چيز

 زيبايي تو رو نديدن براي ما درده

و ما لحظه ايي حتي لحظه ايي حس نكرديم كه اين نمايشگاه به نام چه عزيزي برپا شده

اين نگاه فقط نگاه يك رهگذره ونه نگاه يه كارشناس يا هر فرد ديگه اي

در جست وجوي حقيقت

حقيقت فقط وفقط تويي كه بايد توي اين زندگي ودنياي هزار پستوي لعنتي پيداش كني در واقع انسانيت رو پيداش كني 

البته علوم زيادي هست و به نظرم رسيد خدا اينها رو براي نشانه گذاشته مثل يه رد پا ولي واي بر ما در نشانه ها گم شديم توي علم غرق شديم رفتيم تا به حقيقت برسيم ولي وسط راه وقتي به يه عالمه زيبايي رسيديم هدفمونو گم كرديم و وايستاديم به بازي توي اين باغ بزرگ

اوني كه بايد پيداش كني خودتي ، خود گم شده ي تو در اين هزار راه نا معلوم

راضيه خوب نگاه كن كسايي كه خدا رو تو دنيا گم كردند به كجا رسيدن

تو مي خواهي به كجا برسي ؟

ابو علي سينا ؟ شهداء؟ رازي ؟ خيام ؟ مطهري ؟

شراب خوار ؟واحد فروش ؟ملعبه ؟يه آدم فروشي ؟ واحد عرضه ؟

وقتي خدا رو تو زندگيت فراموش كردي با هر نوع تفكري كه باشي به هيچ دردي نمي خوري

 

همه تفكرات من

 

 

ديروز دختر بچه ايي رو ديدم كه براي عرضه شدن آماده مي شد واين رواز لباسي كه به تن كرده بود مي شد فهميد لباس به دور از انسانيت و بدي رو كه به تن كرده بود چشم هر عابر رهگذري رو به خودش جلب مي كرد وماندم كه

( ادامه مطلب )


شراب و فحشاء

 

 

 

راستی كه چه سخن زیبا وطلایی بود كه به هنگام وداع ، وزیر مستعمرات به من گفت :

" ما اسپانیا را از كفار ( منظورش مسلمانان بود ) به وسیله ی شراب و فحشاءپس گرفتیم و باید بكوشیم تا بقیه كشورهای خود را به وسیله ی این دو نیروی عظیم پس بگیریم "

وقتي از اسلام هيچ نمي داني

 

 

 

 

 

با ورود به بصره با جوانی آشنا شدم كه در لباس طلاب علوم دینی بود و به نام

 محمد بن عبد الوهاب

 نامیده می شد . این شخص جوانی مغرور متكبر وعصبی مزاج بود من گمشده خود را در محمد عبد الوهاب یافتم زیرا پایبند نبودن او به ضوابط مذهبی و روح غرور و خودپسندی وتنفر از علمای عصر خود داشت و استقلال نظرش كه حتی به علمای چهارگانه نیز اهمیتی نمی داد و تنها به فهم خویش ئر قران وسنت اكتفا می نمود از بارزترین نكات ضعفی بود كه می توانستم از این راهها نفوذ كنم

 

یك روز به او گفتم جهاد واجب نیست

روز دیگر جایز بودن صیغه ی زنان را برای او گفتم

و روز دیگر جایز بودن خوردن شراب را و روز دیگر واجب نبودن نماز را

 

هنگامی كه دیدم در مورد متعه سكوت كرد و سكوت را دلیل بران دانستم كه قانع شده است واز طرفی هم غریزه جنسی بر او اثر گذاشته وهنوز زنی نگرفته است به او گفتم : چه عیب دارد من وتو آزاد باشیم و از زنان به عنوان متعه استفاده كنیم ؟

 

فورا فرصت را غنیمت دانستم  وبا او قرار گذاشتم ك برایش زنی بیاورم  وبرای او متعه كنم وهدفم از این كار این بود كه ترس او رااز مردم بشكنم ولی با من شرط كرد كه این موضوع بین من و او مخفی بماند

فورا به سراغ  بعضی از زنان مسیحی كه از طرف وزارت مستعمرات دوره دیده بودند رفتم و صفیه را برای او تعیین كردم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرگ بر ضد ولايت فقيه

 

 

 

 

 

 

تو همفر ملتها را بر ضد حكومتهایشان برانگیز همانگونه كه در طول تاریخ ، مردمی برضد حكومتهای خود انقلاب كرده اند ، اگر مسلمانان اتحاد كلمه را از دست دادند و نیروهایشان متفرق شد ما به بهترین راهی می توانیم آنان را به سادگی استعمار كنیم

بقيه مستر همفر

 

 

 

 

یك روز نزاع بین شیعه وسنی را برای وزارت مستعمرات و بعضی از دوستان خود تعریف كردم و گفتم اگر مسلمانان فهم و درك صحیحی برای زندگی داشته باشند باید امروز این نزاع را كنار بگذارند و اتحاد پیدا كنند

رئیس به من نهیبی زده و گفت :بر تو لازم است كه این شكاف را بیشتر كنی نه اینكه به فكر اتحاد كلمه ی آن باشی زیرا ما انگلیسی ها نمی توانیم زندگی راحتی داشته باشیم ، مگر از راه فتنه انگیختن و ایجاد نزاع در بین مستعمراتی كه داریم ....وگرنه ملتی مانند ما ، با این كمی عدد چگونه می تواند بر ملت های بسیار و پر جمعیت تسلط پیدا كند ؟

 

 

 

 

 

 

مستر همفر .

 

 

 

دبیر كل به من گفت : ای همفر در سفر آینده تو دو هدف اساسی در پیش داری :

 

1-   نقطه ضعف مسلمانها را بیابی و ببینی از چه راهی می توانیم در آنا رخنه كنیم ؟

2-   هر گاه این نقطه ضعف را پیدا كردی خودت این هدف را دنبال كنی

 

مستر همفر4

 

 

 

نه مامور دیگر همزمان با من از وزارت مستعمرات اعزام شده بودند و نیز همزمان بامن دستور بازگشت را نیز دریافت كردند ولی بد بختانه از ما ده نفر تناه شش نفر بازگشت نمودیم ، اما علت برنگشتن چهار مامور دیگر :

یك نفر انها مسلمان شده بود ، یك نفر دیگر نژ‍ادا روسی بود و نگرانی دبیر كل از  این بود كه از طرف روسیه در وزارت مستعمرات جاسوسی می كرده ، نفر سوم در اثر بیماری مرده بود و اما از نفر چهارم خبری نبود

 

 

 

 

 

مستر همفر3

 

 

 

برنامه من اینطور بود كه هر ماه گزارش حالات خود و پیشرفت هایی را كه داشتم ،برای وزارت مستعمرات ارسال می كردم . یك بار یادم هست گزارشی فرستادم و در ضمن آن ،پیشنهاد استاد نجار را در مورد لواط كردن با من نوشتم در جواب من از وزارت مستعمرات نامه ای رسید كه در آن نوشته بود " اگر این عمل تو را برای رسیدن به هدف كمك می كند اشكال ندارد ، خواسته اش را عملی كن "

 

همینكه جوابق را خواندم آسمان وزمین بر سرم  دور زد وتعجب كردم كه روسای من چرا از چنین دستور شنیعی شرم ندارند ؟!

 

 

 

 

 

 

مستر همفر2

 

 

 

 

به هر حال در ظرف مدت دو سال ، تمام قران را از اول تا آخر نزد شیخ خواندم و هر وقت می خواست قرآن بخواند وضو می گرفت . واز مستحبات وضو مسواك زدن بود كه از مسواك آنا سخت ناراحت بودم . مسواك قطعه چوبی است كه مسلمانها به منظور تنظیف دندان هایشان پیش از وضو وارد دهان می كنند . ولی من معتقدم مسواك برای دندان ها زیان آور است



صفحه قبلی «|» صفحه بعدی